الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

408

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

داد به من ، از نقيب ابو يعلى محمد بن على بن حمزة بن اقليسى ( اقساسى ) علوى حسينى و او در آن هنگام ، عهده‌دار كارهاى نقابت حيره بود به سند خود از واقدى روايت مىكرد . در جاى ديگر گفته است : قرائت كردم بر شيخ خود عميد الرؤساء ابو منصور هبة اللّه بن حامد بن احمد بن ايوب كاتب لغوى گفت : قرائت كردم بر شيخ ابو الحسن على بن عبد الرحيم سلّمى لغوى بغدادى از شيخ ابو منصور موهوب بن احمد بن حصن جواليقى لغوى بغدادى از شيخ ابو زكريا يحيى بن على خطيب تبريزى لغوى از شيخ ابو القاسم عبد اللّه بن زبير . . . در جاى ديگر گفته : خبر داد به من شريف نقيب ابو طالب محمد بن حسن بن محمد بن معيّه علوى حسينى ( اصلح اللّه شأنه ) در سال 599 از شيخ سلّار بن حبيش بغدادى ( ره ) و من سلّار را كه مرد نيكوكار و شايسته بود ديده‌ام از امير ابو الفوارس بن صيفى ، سرايندهء بنام و معروف به حيص و بيص . گفت در مجلس وزير يحيى بن هبيره حضور يافتم و هم‌زمان گروهى از دانشمندان و ارباب دانش همراه من بودند . از آن جمله : شيخ ابو محمد بن خشّاب نحوى لغوى و شيخ ابو الفرج بن جوزى و ديگران در حضور وزير ، سخن از شعر ابو طالب بن عبد المطلب به ميان آمد ، وزير اظهار داشت : اشعار ابو طالب در كمال شيوائى سروده شده است و هرگاه اين اشعار ، همراه با ايمان به خدا و رسول او بود به شيوائى آن بيشتر افزوده مىشد . ابو الفوارس گويد : از شنيدن اين سخن كه ناراحت گرديدم به خدا سوگند محض تقرب به حق‌تعالى به پاسخ او پرداختم و گفتم « * » . . . سيد فخار با اين سند ، كتاب خود را به

--> - گفت اى فرزند به تو اجازه دادم تا آنچه روايت كردن از آن براى من جايز مىباشد از من روايت نمائى و در پايان اضافه كرد ازاين‌پس لذت آنچه را كه فعلا ترا به آن اختصاص دادم دريافت خواهى كرد - م . ( * ) پاسخ او را سيد فخار در صفحه 117 چنين نقل كرده : مولانا از كجا دانستى كه ابو طالب ايمان به خدا و رسول نداشته است در پاسخ گفت هرگاه ايمان مىداشت اظهار مىكرد و ايمانش را پوشيده نمىنمود . گفتم هرگاه اظهار مىنمود پيمبر اكرم ( ص ) ياورى نمىداشت . وى ساكت مانده و پاسخى نداد در برابر رسمانه مرا قطع كرد . -